حرفای یه ننه سرمای تنهای بلوری ...


عکس ننه
ننه سرما

دو نقطه
برفای این روزا
کاری داری ننه جون؟
یخچال
...
!ننه سرما رو قبل همه داشته باش

راستش این ننه، یه ننه سرمای تنهای بلوریه که همه آفریده های خدا رو دوس داره



یخچال دائمی
دی ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤


گل گلیای ننه
  پیرشی ننه
وبلاگ قبلی ننه سرما که پرشینبلاگ دیگه آپدیتش نکرد!
خ و ر ش ی د
تسنيم
فـــــــــوسکا
ر ا ی ع ت ب
گلبرگ
وحيـــــدووو
پدر
مريم طهما
دستنوشته های پسری در حال کما
ماط
سکوت سنگين
رنگ باران
مربای تلخ
رهگذر
ناپروکسن
مصی
خرستان
سه تار
مکافات
زمان بی کرانه
خورشيد خانومی
يخمک
رويای تاريک
مهر بانو
حد بی نهایت
کاموانیوز
کاخ تنهایی من
... و بعد فرو می افتم در مسیر یک چشمه ...
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
سرزمین باران
آدم برفی
دادگاه رسمی
محمدجواد عبدی
تهران برای شعر شدن شهر کوچکی است

!!!رعد و برف :




  rss 2.0  



لوگوی گل گلیام
وبلاگ فارسی

یه سلام و دو سلام

یه سلام و دو سلام به روی ماه گل گلیت ننه. خوب و خوشی گلم؟ روزگار به کامت که هس ایشالا؟ آره می دونم که وبلاگ ننه سرما رو ٧ روز دارم دیر آپ دیت می کنم. اما علتش اینه که نمی خواستم این چند روز واسه عذادارا و سینه زنا "سرما" بیارم ...

منتظر "سرما" باشیا قربونت بشم شبا روتو بپوشون و روزا لباس حسابی بپوش که سینه پهلو نکنی تا بتونی لذت کافی رو از زمستون ٨٨ داشته باشی.

منتظرم باش ...


...



90 تا دونه سلام زمستون 87

ای ننه! اینم آخرین سلام زمستون امسال. زود رفت و باید برم به کار و بارای عقب موندم برسم تا زمستون دیگه! یه چرتیم بزنم که سر حال دوباره بیام پیشت قربانت بشم. اگر چه زمستون امسال خیلی برفی نبود اما مزه سردی هوا و چای، نسکافه داغ یادت نره تا زمستون ٨٨ که بیام پیشت ننه.

مواظب خودت باش و همه آدما رو دوس داشته باش و سی کن روی خطای همه چش پوشی کنی ننه که این واسه خودت بهتره...

یا حق./

...



77 تا دونه سلام زمستون 87

اصلا از اولشم قرار نبود امسال ننه سرما حرف خاصی واسه گفتن داشته باشه! نه برف خاصی نه حرف خاصی! اصلا قرار نبود که زمستون امسال ینی هشتادو هف، «زمستون» باشه می فهمی چی می گم ننه! راستی یادمم رف سلام کنم به روی ماهت!‌

ننه سرما وقتی که خدا اجازه بش نده، نه می تونه حرف خاصی داشته باشه و نه برف خاصی. نمی دونم که دلیلش چی بود. ممولا از خدا «حکمت» تصمیماتش رو نمی پرسم. اما علامت سوالش تا وقتی خدا خودش نخواد که اون دلایل رو واسه ننه سرما مشخص کنه، توی ذهن ننه سرما می مونه و کم کم یه قندیل با مزه ازش آویزون می شه!

الله و اعلم ننه جون. شاید خدا به همین زودیا نظرش عوض شه! کسی چه می دونه.

...



69 تا دونه سلام زمستون 87

زندگی تغییر می کنه ننه. نباید انتظار داشته باشی همیشه یه جور باشه آخه ننه!

اینا رو بابانوئل به ننه سرما می گه و ادامه میده: مگه باید همیشه حرف بزنیم؟! گاهی وقتا که حرفامون کم میشه به دلیلای مختلف بهترین فرصته واسه اینکه بیشتر گوش کنی، فکر کنی تا حرف بزنی...

ننه سرما به این حرفا گوش می ده و فک می کنه ...

...



54 تا دونه سلام زمستون 87

...

باد همینجوری هو هو کنان موهای ننه سرمای تنها رو نوازش می کنه و براش از چیزایی که توی تموم سالهای عمرش دیده تعریف می کنه ... باد خیلی غمها رو دیده، خیلی شادیها رو هم ... اما چیزی که از آدما فهمیده اینه که همیشه نیمه خالیه لیوان و می بینن و همش توقعاتشون روز به روز بیشتر می شه

...

 

...



49 تا دونه سلام زمستون 87

سلام ننه. از اونجایی که یه قرارایی بین "خدای گل گلی" و ننه سرمای تنهای بلوری هس، گاهی ننه سرما خیلی سرما نیس(!) و به همین خاطرم اجازه نوشتن نداره! اما این روزا که خدا با وجود همه گناهایی که خیلی از این بنده ها می کنن، بازم اجازه داده تا یه کمی برف بیاد، به ننه سرما هم بعد از ١٩ روز اجازه نوشتن داده شده. قربانت بشم، ننه سرما تنبل نشده و امیدواره که منظورشو فهمیده باشی گلم.

به هر حال زمستون ٨٧ یه کمی داره رنگ زمستون می گیره. یه کوچولو داره سفید می پوشه و سفید می پوشونه. اون قدیم ندیما که عمرت بهش نمیرسه ننه، مادربزرگای گل گلی شماها که اون روزگار خیلی کوچولو کوچولو بودن، (خدا بیامرزه خیلیاشونو که رفتن پیش خدا) یه کمی برف سفید و تمیز توی ظرف می ریختن و می آوردن توی خونه و روی اون مربای آلبالو می ریختن. تو هم البته اگه برف تمیز پیدا کردی(!) می تونی روش مربا بریزی و امتحان کنی چون اون قدیما خیلیا دوسش داشتن پس حتما خیلی خوشمزه بوده.

ننه سرما هم بهتون لبخند می زنه و از اونایی که زیاد گناه می کنن می خواد بیشتر مراقب باشن. خودتون دارین برکت و رحمت رو از خودتون و بقیه دریغ می کنین. آخه چرا ننه؟

 

...



30 تا دونه سلام زمستون87

سلام ننه.

نمی خوام ناراحتت کنما! (گر چه همه حرفای دی ماه پر از غصه بود!) اما اگه طاقت نداری که همه اونایی که دوسشون داری خونشون توی دستات بچیکه، برای همه مظلومای دنیا دعا کن ... خودت که می دونی توی غزه چه خبره. این ننه سرمای تنهای بلوری لحظه لحظه هاشو می بینه و غصه می خوره ... چه قدر خدا صبر داره، کاشکی از این صبرش به همه آدما بده ... تو چی فک می کنی؟

...



28 تا دونه سلام زمستون 87

ننه سرما تا حالا انقدر احساس غریبی نکرده بود تو این دنیا!
به خودت فک کن. تا حالا چن بار شده انقد احساس غریبی کنی که نتونی واسه کسی بگی ...

...



21 تا دونه سلام زمستون 87

تا حالا جلو چشمات دیدی یه گربه بره زیر لاستیکای یه ماشینی و له بشه؟ دیدی چه جوری جون می ده و بالا پایین می پره؟ دیدی خونش چه جوری جاری می شه کف زمین؟ دیدی اگه روی زمین برف اومده باشه خون سرخش چه جوری روی برف سفید جاری می شه و با درد زیادی به خودش می پیچه و جون می ده؟ اگه تو یکی دو تا دیدی، ننه سرما روزی هزارتا هزارتا می بینه ... آخ که الان دلم ریش شد ...

...



18 تا دونه سلام زمستون 87

ننه سرما امروز مثه همه آدمای فهمیده روی زمین غمگینه ... اما ترجیح می ده نباره یا کم بباره که سینه زنا و دسته های عذارای امام حسینی که هم خودش هم دوستاش و خانوادش همشون خیلی گل گلی بودن، اذیت نشن.

ننه قربانت بشم اگه دلت شکست و بغضت به گلوت یه کمی فشار آورد، برای گلوهایی که همش پر از بغضای سنگین باریده و نباریدس خیلی دعا کن. برای مظلومای این دنیای خط خطی، خیلی دعا کن که خدا به حق آبروی امام حسین که خیلی مظلوم بود، حتما دعاتو اجابت می کنه... خودش به ننه سرما گف ... پس اگه دلت کوچیکت شکست ...

...